محمد مهريار

523

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

اگر جزء آخر در واژهء عربى باشد و مورد استعمال اهل محل آن را به‌صورت « آو » بيان مىكنند مثلا در لهجهء ابو زيدآبادى و آذرى و بسيارى لهجه‌هاى ديگر « لعاب » عربى « لو » خوانده مىشود . در تاجيكى و خود پارسى « پرتاب » و « پرتو » هر دو صورتى از يك واژه است و در لهجهء اصفهانى واژهء « تو » ( Tow ) جداگانه به معناى « تاب » استعمال مىشود ( تاب به معناى تحمل ) مثلا اصفهانى مىگويد « توم نمىرسد » يعنى براى انجام اين امر تاب و توان ندارم بنابراين « تپش » به صورت « تاوش » مىبايد درآيد و « توش » به معناى تاب و طاقت از همين ماده است . در زبان اوستايى « تويشى » ( Tevishi ) به همين معناست . بنابراين از باب تبديل « شين » به « سين » ، « تبش » و « تپش » به صورت « تبس » در مىآيد و « توش » معادل « توش » ( Tevesh ) معادل « توس » و « توس » ( و به صورت تعريب طبس و طوس در مىآيد . ) بايد دانست كه واژهء طوس امروز ، شهر ديگرى از خراسان و زادگاه حكيم بزرگ فردوسى طوسى ، هم به همين صورت و از همين مادهء « توش » آمده و البته كه اين طوس با طوس نام پهلوان بزرگ داستانى ايران ارتباطى ندارد ، يعنى طوس خراسان با طوس پهلوان مربوط نيست ( طوس پهلوان از « توسهء » اوستايى آمده ) . يك نكتهء ديگر هم در اين معنى بگوييم ، كه در زبان تازى توز ، توس و طوس همه به يك معنا گرفته شده و مخصوصا قيد كرده‌اند به معناى « توش » است در كتاب الالفاظ الفارسيه المعربه تأليف علامه السيّد ادّى شير در عنوان « توز » و توس مىخوانيم : « ( التوز و التوس ) الطبيعه و الاصل قريبان لفظا و معنى من توش و معناه الجسم و القدرة . « 1 » » طرزه - ترزه طرق - ترق طوقچى T ? oqc ? i فورا بگوييم كه طوقچى ديه نيست و اين واژه فارسى هم نيست . ولى ما چون بر خود نهاده‌ايم كه نامهاى كهن اصفهان را به شرح توضيح دهيم و اين نامواژه در اصفهان به قدمت شناخته است و در افواه مردم هست و معناى آن بر كسى آشكار نيست ، به ناچار بايد آن را

--> ( 1 ) - سيّد ادىّ شير ، الالفاظ الفارسيه المعربه ، مطبعهء كاتوليك يسوعيان ، بيروت ، 1908 ، ص 37 .